علي بن حسين انصارى شيرازى
51
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
بود و يكى نرم بود زردرنگ مانند عسل صافى تيز بود و اين نوع بهتر بود و طبيعت آن گرم است در سيم و خشك است در دوم و گويند تر است جهت عرق النسا و نقرس نافع بود مقدار دو درم چون زن به خود برگيرد و در زير خود دود كند حيض براند و بچه بيندازد و چون با شراب و مر بياشامند بچه در شكم بكشد و بيندازد و دفع زهرها بكند خواه مار و خواه عقرب و اگر در مرهم كنند و بخنازير طلا كنند نافع بود و گويند اگر دو درم با آب بياشامند بواسير ببرد و چون سه نوبت بياشامند ديگر هرگز عود نكند البته و رازى گويد محرور مزاج را نشايد كه استعمال كند و شيخ الرئيس گويد صداع سرد را سود دهد درد گوش كه از سردى بود و ورم آن را تحليل دهد بىاذيتى و از جهت جرب نافع بود رازى گويد محلل رياح و منبت لحم بود و شيخ الرئيس گويد مفسد لحم بود و چون حل كنند بعسل و لعق كنند سده گرده بگشايد و سنگ آن بريزاند و زائيدن سهل كند اما مضر بود بسر و مصلح وى باشق است و جالينوس گويد بدل آن دو وزن آن سكبينج است و اسحق گويد بدل آن به وزن آن سكبينج و نيم وزن آن جاوشير است صاحب مخزن الادويه مىنويسد : بارزد به عربى قنه و بيونانى خلبانى و بتركى قاسنى و بهندى بريجا و بلغتى كنده بهروزه نامند و به اين اسم معروف است و آن صمغ نباتيست برگ آن شبيه ببرگ چنار مشابه نبات سكبينج و آنچه بتحقيق پيوسته صمغ درختى است عظيم به قدر سرو كه تنه آن را بخراشند و صمغ از تراشها پديد آيد از بنگاله بسيار آرند باقلاى مصرى ترمس است و گفته شود صاحب مخزن الادويه مىگويد : باقلاى نبطى و باقلاى قبطى نوعى ريزهء باقلاست و به قدر ترمس و سياهرنگ بادرنجبويه بازرنبويه بود و بادرنگبويه گويند و ترنجان و بقلهء اترجيه گويند و بپارسى بالنگو گويند بهترين آن تازه بود و طبيعت آن گرم و خشك است در دويم سودمند بود جهت مجموع علتهاى بلغمى و سودائى و بوى دهان خوش كند و نافع بود جهت جرب و سده دماغ و قوت دل بدهد و مفرح تمام بود در تقويت دل و تفريح آن نظير ندارد و خفقان را زايل كند و هضم را قوت دهد و فواق را زايل كند و ذهن را صافى كند و مقدار شربتى از وى بيست درم باشد و اسحق گويد مضر بود به ورك و مصلح وى صمغ عربى بود و اگر با شراب ورق آن ضماد كنند بر گزندگى عقرب و رتيلا و سگ ديوانه نافع بود و اگر بياشامند همين عمل كند و اگر به طبيخ آن مضمضه كنند جهت درد دندان نيكو بود و اگر با نمك ضماد كنند خنازير تحليل يابد و همچنين بر درد مفاصل ضماد كردن نافع بود و از خواص وى آنست كه چون قدرى از ورق وى و تخم و بيخ آن مجموع خشك كرده در خرقه كنند و به ابريشم محكم به بندند و در جيب نگاه دارند ما دام كه با خود داشته باشند هركس آنها را به بيند دوست دارد و محبوب خلق گردند و دايم شادمان بوند و خوردن آن مقوى دماغ و جگر بود و خفقان كه از بلغم سوخته بود را بغايت سودمند بود و آن را مفرح القلب المحزون خوانند و بدل وى در تفريح به وزن آن ابريشم و چهاردانگ وزن آن پوست اترج بود در مخزن الادويه مىنويسد : بادرنجبويه معرب بادرنگبويه فارسى است و به عربى مفرح القلوب گويند حكيم مؤمن در تحفه مىگويد : نباتيست در بو شبيه ببادرنگ و نخود بستانى و اظهار مىدارد كه آنچه مؤلف اختيارات بديعى آن را بالنگو گفته است اشتبابه و غلط است چه تخم بادرنجبويه باريكتر از تخم ريحان است و حقير تخم بالنگو را كشته و گياه آن را از جمله ريحان مشاهده نموده است . . . لاتين MELISSA CODRONELLA فرانسه MELISSE DE MOLDANIE انگليسى MOLDANIE CALAMINTH بادزهر حجر التيس خوانند و گفته شود بادآورد شوكة البيضا گويند و نبات وى در كوهها و زمينهاى ريكبوم رويد و ساق وى به ستبرى انگشت نر بود و زيادهتر و قد آن